*/ var urlblog = "http://linkduni-gurab.blogspot.com" var urlendlinks // datendlinks = "November 2007" urlendlinks = "/2007_11_01_archive.html" // datendlinks = "December 2007" urlendlinks = "/2007_12_01_archive.html" // datendlinks = "January 2008" urlendlinks = "/2008_01_01_archive.html" // datendlinks = "February 2008" urlendlinks = "/2008_02_01_archive.html" // datendlinks = "March 2008" urlendlinks = "/2008_03_01_archive.html" // datendlinks = "April 2008" urlendlinks = "/2008_04_01_archive.html" // datendlinks = "May 2008" urlendlinks = "/2008_05_01_archive.html" // datendlinks = "June 2008" urlendlinks = "/2008_06_01_archive.html" // datendlinks = "July 2008" urlendlinks = "/2008_07_01_archive.html" // datendlinks = "August 2008" urlendlinks = "/2008_08_01_archive.html" // datendlinks = "September 2008" urlendlinks = "/2008_09_01_archive.html" // datendlinks = "October 2008" urlendlinks = "/2008_10_01_archive.html" // datendlinks = "November 2008" urlendlinks = "/2008_11_01_archive.html" // datendlinks = "December 2008" urlendlinks = "/2008_12_01_archive.html" // datendlinks = "January 2009" urlendlinks = "/2009_01_01_archive.html" // datendlinks = "February 2009" urlendlinks = "/2009_02_01_archive.html" // datendlinks = "March 2009" urlendlinks = "/2009_03_01_archive.html" // datendlinks = "April 2009" urlendlinks = "/2009_04_01_archive.html" // datendlinks = "May 2009" urlendlinks = "/2009_05_01_archive.html" // datendlinks = "June 2009" urlendlinks = "/2009_06_01_archive.html" // datendlinks = "July 2009" urlendlinks = "/2009_07_01_archive.html" // // // document.write('
زن پنجره را گشود
باد با هجومي موهايش را
چون دو پرنده
بر شانه‌اش نشاند
پنجره را بست
دو پرنده روي ميز بودند
خيره در او
سرش را پايين آورد
در ميانشان جا داد
و آرام گريست
يانيس ريتسوس

'); // // document.write('
دست‌هاي من
پرده از وجودت كنار مي‌زنند
تو را
در برهنگي بيشتري مي‌پوشانند
تن‌هايي را
در بدنت كشف مي‌كنند
دست‌هاي من
تني ديگر
براي بدنت ابداع مي‌كنند.
اكتاويو پاز

'); // // document.write('
کاش می‌شد بنویسم،
بزنم بر در باغ
که من
از این همه دیوار بدم می‌آید
دوست دارم
به ملاقات سپیدار روَم
ولی
از مرد تبردار بدم می‌آید
ای صبا
بگذر و از من به تبردار بگو
که از این کار تو
بسیار بدم می‌آید
چهار غزل از محمد سلمانی

'); // // document.write('
گل کرده
شاخه‌های پر از میوه‌ي دلـــــم
گل را به باد دادن و
پژمُردن از شـــمــا
مـن اختیار خویش
به دســـت تو داده‌ام
دل را به غم شکستن و
آزردن از شــما
باغ بهشت را
که خدا قســمت تو کــــرد
در آتش‌اش کشیدن و
افسردن از شـــما
سهوِ تو بود
من که صــمیمانه گفتـــمت
ممنوعه نیست میوه من
خوردن از شما
مژگان شفا

'); // // document.write('
در مقابلت
قطره‌ترین
نه
قطره نه
تباه می‌شوم
تمام شوخی چشمانم
برای توست
معصومه محمدی

'); // // document.write('
هيچ چيز
غم‌انگيزي اين زنبور عسل را ندارد
كه مجبور است
از تو پرهيز كند
روي گنبد مسجد بنشيند
بدون اين كه
عسل‌هاي تو را چشيده باشد
شعر بگويد
عاصف حسینی

'); // // document.write('
کاش خطی شوی
از بلخ به مشهد برسی
قبل از آن که
به تنم مرگ بیاید برسی
از تماشای خودت
حوصله‌ات سر برود
موج دیوانه شوی
تا لبه‌ی سد برسی
خواب دیدم تو مرا می‌گذرانی
از پل
عشق باریکتر از موست
تو باید برسی
زهرا حسين زاده

'); // // document.write('
کوه به کوه
آدم به آدم
این روزها
کسی به کسی نمی‌رسد
میان این خطوط سر در گم
گم می‌شوی
خط اول را دیده ندیده
خط بعدی شروع می‌شود
خط بعدی
خط
بعدی
خطِ
...
خط روی خط می‌افتد
الو
الو
صدا به صدا نمی‌رسد
آدم به آدم
بتول محمدي

'); // // document.write('
از عشق ما
فقط غم و يك شيشه شراب
يك شعر عاشقانه و
سيگار و يك كتاب
جا مانده
روي صندلي رنگ‌رفته‌اي
جا مانده
در مسير قدم‌هات -انقلاب-
محمد واعظی

'); // // document.write('
خدايا
به كجاي اين شب تيره
بياويزم
قباي ژنده‌ي خود را؟
نيما يوشيج

'); // // document.write('
چه سرشناس بودی
ای زنی که من نوشتم!
جهان با تو رابطه داشت
و هر قطار
به‌شوق تو سوت می‌کشید
حسين نوروزي

'); // // document.write('
تلخم
آری اصل من
از خاک بلخ و خون چنگیزست
عاشقم!
تقدیر من
همچون سرشتم گرم و خونریزست
ای به نام دین
ستم بر دودمان ِآسمان کرده
کفر و دین پرورده
بنگر
از تو ریش و از فلک تیزست
يوسف‌علي ميرشكاك

'); // // document.write('
کنار چشمه‌ای بودیم
در خواب
تو با جامی
ربودی ماه از آب
چو نوشیدیم از آن آب گوارا
تو نیلوفر شدی
من اشک مهتاب
سیاوش کسرایی

'); // // document.write('
قصد جان می‌کند
این عید و بهارم
بی تو
این چه عیدی و بهاری است
که دارم بی تو
با تو ترسم به جنونم بکشد کار
ای یار
من که در عشق
چنین شیفته‌وارم
بی تو
حسین منزوی

'); // // document.write('
باران‌های تهران
توأم با تو نیست
فقط باران است.
احمدرضا احمدي

'); // // document.write('
آنقدر کودکم
که رویِ گریه
خوابم می‌برد
آنقدر ساده‌ام
که چشمانم از باران
می‌ریزد
من
آنقدر لُختم
که لَبانم
در هر نگاه
مثلِ ستاره‌ای
تمایل
به خودکشی دارد
ميثم رياحي

'); // // document.write('
گونه‌هایت دو راه بی‌برگشت
چشم‌هایت دو برکه‌ی دورند

وسط چشم‌هایت انگاری
مردمک‌ها دو حبّه انگورند

طرح موهای قهوه‌ای رنگت
کشف یک فرشباف تبریزی‌ست

نقش‌ برجسته‌های گیسویت
چند سوغاتی از نشابورند

چشمی و دیدنت نمی‌آید
لب و خندیدنت نمی‌آید

شاخه‌ام، چیدنت نمی‌آید...
لحظه‌هایت چقدر مغرورند

دائم‌الخمرهای بیچاره
به شکرخنده‌هات معتادند

بت‌پرستان ِ بخت برگشته
به پرستیدن تو مجبورند

قصدم‌از ماه،روی‌ماهت نیست
شب که خطّ لب سیاهت نیست

شعرهایم بدون تقصیرند
حرف‌هایم بدون منظورند

به هوا پرت کن قبایت را
باز کن بالِ دکمه‌هایت را

سیب‌های سفید ِ لبنانی
در سبدهای میوه محصورند

زیر باران که راه می‌افتی
شاعران شعر ِ تر می‌انگیزند

عده‌ای بی تو سخت منزوی و
عده‌ای قیصر امین‌پورند
صالح دروند

'); // // document.write('
تا بهار دلنشین،
آمده سوی چمن
ای بـــــهار آرزو،
بر سرم سایه فکن
چون نسیم نو بهار،
بر آشــیانم کن گذر
تا که گلباران شود،
کـــــلبه ویران من
بیژن ترقی

'); // // document.write('
متهم تمام سنگ‌قبرهايند
كه بسم‌الله دارند
و تمام مادران
كه جنين‌شان
فرزنداني خواهد شد
سنگ در دست!
علیرضا قزوه

'); // // document.write('
شادترين ترانه
خداحافظى ست
وقتى که ديگر
براى ديدن آن سوى ديوار
نيازت نيست
به نوک پا ايستادن
بى‌آن‌که بخواهى و بدانى
قد کشيده‌اى
سکوت
چيزى طلب نمى‌کند
باد آرامست
و علامت‌هاى سوال
از انتهاى پرسش‌هايت
همه گريخته‌اند
در حسرت آب
به اعماق
نقبى نمى‌زنى
در رگ‌هاى تو
دريا زاده شده است
بى آن که بخواهى و بدانى
در پشت چشمانت
جارى ست
شکفته است
بر صخره‌هاى بغض
درون گلويت
ترانه‌ى گسستن
سهمگين
اما شادترين
ترانه‌ى جهان است.
روشنک بیگناه

'); // // document.write('
تو را دوست دارم
كه رؤياي تو
ستون‌هاي‌اين‌سقف‌‌نيلوفريست
تو را دوست دارم
كه روز تو عيد
شب قصه‌هاي تو ماه و پريست
تو را دوست دارم
كه دنياي تو
به آرامي خواب‌هاي من است
دلي گرم دارم در اين خاك سبز
چراغي كه تا زنده‌ام
روشن است
تو را دوست دارم
كويري و باغ
تو را دوست دارم
رهايي و شاد
تو را دوست دارم
بزرگي و سبز
تو را دوست دارم...
عبدالجبار كاكايي

'); // document.write('
آرشيو شعرخواني

'); //--->