----->
وب‌گردي گوراب
Home | E_Mail

khalaji.mostafa@gmail.com

آرشيو
November 2007
December 2007
January 2008
February 2008
March 2008
April 2008
May 2008
June 2008
July 2008
August 2008
September 2008
October 2008
November 2008
December 2008
January 2009
February 2009
March 2009
April 2009
May 2009
June 2009
July 2009
August 2009
September 2009
October 2009
November 2009
December 2009
January 2010
February 2010
October 2010
November 2010
December 2010

Saturday, March 29, 2008
*** مولانای بلخی

اينجا كسي است پنهان
دامان من گرفته
خود را سپس كشيده
پيشان من گرفته

اينجا كسي است پنهان
چون جان و خوشتر از جان
باغي به من نموده
ايوان من گرفته

اينجا كسي است پنهان
همچون خيال در دل
اما فروغ رويش
اركان من گرفته

من خسته‌گرد عالم
درمان ز كس نديدم
تا درد عشق ديدم
درمان من گرفته

*** محمدرضا ترکی

نوشته است: بهار است،
شاخه ها سبزند
ولی به گفتهّ تقویم
اعتباری نیست
مرا که عطر بهشت از تن تو بوییدم
به باد هرزهّ اردیبهشت
کاری نیست

Friday, March 28, 2008
*** دختری به نام شعر

آه، اگر من مرد بودم
به تعداد تار موهایم
با زنان همخوابه می شدم

*** بهرام رفیعی

سال تازه نمی شود
بی تو
برای من.

Thursday, March 27, 2008
*** نرگس زهره‌نسب

من از بلوط مهاجری شنیدم
که می گفت
پوسیدگی را زمان به او داده
و من
وقتی فراموشش کردم.

Wednesday, March 26, 2008
*** عالمتاج قائم مقامی

کار ما بود در کف دو خدا
کان یکی اکبر
این یکی اصغر بود
آن خدا بر فلک که یزدان است
این خدا بر زمین که شوهر بود

Saturday, March 22, 2008
*** یدالله رؤیایی

زمین خندید و
صحرا شد گل افروز
بهار آمد
بهار عشق آموز
بیابان را همه در برگرفته
سرود گرم بارانهای نوروز

*** م. سحر

بزن باران
بهاران فصل خون است
بزن باران
که صحرا لاله گون است
بزن باران
که در چشمان ياران
جهان تاريک و دريا واژگون است
بزن باران
که دين را دام کردند
شکار خلق و صيدِ خام کردند
بزن باران
خدا بازيچه اي شد
که با آن کسب ننگ و نام کردند

Friday, March 21, 2008
*** عبدالجبار کاکایی

يه اسم ساده ام
مث اسم تموم آدما
يه دل بريده از همه
يه دل شكسته ي شما
يه اسم ساده ام ولي
يه روح مهربون دارم
وقتي كنارت مي شینم
حس مي كنم جنون دارم

*** الاهه آذرنوش

این همه را
می اندازم
درون کاسه ی گدایی که
از من
سکس گدایی می کرد...

*** احمد شاملو

من باهارم، تو زمین
من زمینم، تو درخت
من درختم، تو باهار.
ناز انگشتای بارون تو
باغم می کنه
میون جنگلا طاقم می کنه.

*** ويدا فرهودی

به بهانه ی بهاران
سبدی ترانه جويم
بنگر چه شاعرانه
مدد از بهانه جويم
دو سه جرعه ای بنوشم
ز لبان ِ جام جادو
و به روز ِ نو
مرامی دگر از زمانه جويم

Thursday, March 20, 2008
*** پروین سلاجقه

حالا سال ها از من و تو
گذشته است
ما یاد گرفته ایم
که خواب هایمان را
از هم بدزدیم
ما یاد گرفته ایم
که در خاطرات هم زندگی کنیم
تو می گویی...
من می گویم...
زمان می گذرد

*** محمد لوطیج

لابد چيزي براي تعارف نداريم
جز
زني كه زيبايي اش را
مديون شعرهاي من است
و كلاغي دور ميدان فردوسي

*** كيك

دختري مي‌خواهم
با ذهني مثل الماس
دختري مي‌خواهم
كه زود بيدار شود
دختري مي‌خواهم
كه دير بخوابد
دختري مي‌خواهم
با دامن كوتاه
و كت بلــــــــــــــــــند

Tuesday, March 18, 2008
*** سيمين بهبهاني

عيد پول زرد و عروسک
عيد کفش برقی و دامن
عيد ترک مشق و دبستان
عيد شاد کودکی من

تنگ قاب و سبزی گندم
تنگ آب و سرخی ماهی
در ميان آينه پيدا
رقص شمع رنگی روشن

*** منوچهر آتشي

آيد بهار
و پيرهن بيشه نو شود
نوتر برآورد گل
اگر ريشه نو شود
زيباست روي كاكل سبزت
كلاه تو
زيباتر آن كه
در سرت انديشه نو شود

*** جواد مجابي

بهارانه آمديم پدرام و بشکوه
برگذشته و واشسته قامت
از تباهی ايام سياه
به يک سو افکنديم
خورجين يادهای دلگزا را.
جهان لايق دل ما نبود
دنيايی که از رويا فراهم کرديم
برچمن گسترديم.

Monday, March 17, 2008
*** بدیع الزمان فروزانفر

مختصر بگویم من
عید نوروز بر تو فرخ باد
هر چه پرسی
ز بخت
پاسخ باد

*** فریدون مشیری

با خنده نوروز
همی باید خندید
با خنده خورشید
همی باید نوشید
هر جا گلی خندد
با دوست بخندید
هر گه که بهار آید
با عشق بجنبید

*** نادر نادرپور

با کفش‌های نقره‌ای نوروز
در کوچه باغ‌های بهاران
دست تو
دست دایه‌ی بخت است
بر گاهوار زندگی من

*** محمدعلی سپانلو

شبیه «آب» گفتن ماهی
در تنگ عید
حواست کجاست؟
زیبایی می‌گوید آب
بگو سلام به خورشید
و ماهی طلایی
در روز اول بهار

*** ملک‌الشعرا بهار

دوست می‌دارم من
این نوروز فرخ‌فال را
تا کنم نو
بر جبین خوب‌رویان سال را
عاشقا
ز آه سحر غافل مشو
کاین ابر فیض
آبیاری می‌نماید
گلشن آمال را

*** روح‌الله خمینی

باد نوروز
وزيده است به كوه و صحرا
جامه‌ي عيد بپوشند
چه شاه و چه گدا
عيد نوروز مبارك
به غنى و درويش
يار دلدار!
ز بتخانه درى را بگشا

*** عمر خیام

بر چهره‌ي گل
نسيم نوروز خوش است
بر طرف چمن
روی دلفروز خوش است
از دی که گذشت
هر چه گويی خوش نيست
خوش باش
و مگو ز دی
که امروز خوش است

*** محمدرضا شفيعي كدكني

در روزهاي آخر اسفند
كوچ بنفشه‌هاي مهاجر
زيباست.
در نيم‌روز روشن اسفند
وقتي بنفشه‌ها را
از سايه‌هاي سرد
در اطلس شميم بهاران
با خاك و ريشه
-ميهن سيّارشان-
در جعبه‌هاي كوچك چوبي
در گوشه‌ي خيابان، مي‌آورند:
جوي هزار زمزمه در من
مي‌جوشد:
اي كاش...
اي كاش آدمي وطنش را
مثل بنفشه‌ها
(در جعبه‌هاي خاك)
يك روز مي‌توانست
همراه خويشتن ببرد
هر كجا كه خواست.
در روشناي باران
در آفتاب پاك.

Sunday, March 16, 2008
*** حدیث لزرغلامی

امسال
شاید
سال ما باشد!

Saturday, March 15, 2008
*** بهرام رفيعي

نشون به اون نشون
که دیروز
ازت یک استکان کشک خواستم
ندادی
امروز
یک من کره بفرست برام

Saturday, March 8, 2008
*** حسن همایون

بعد از چند هزار سال
تازه يادم آمده
که مي‌بايست مي‌رفتم
و ماندم
با دهاني نيمه باز
براي کلمه‌اي که نيامد
کلمه‌اي که نيامد
کلمه‌اي که نيامد
دوستت دارم

*** آلن بورن

چقدر ساکت است،
انگار دختران جوان
طعم آواز دادن رؤیاهاشان را
گم کرده‌اند

*** احمد عزيزي

ای ز لبت غنچه‌ریز
طبع در افشان من
وی به سر زلف تو
شانه‌ي لرزان من
گر تو نباشی به ناز
سر تجلی طـــراز!
مصرع برجسته نیست
بر سر دیوان من

*** آلن سوشون

عشق‌مان را
به دستگاه بسپاريم
و بجوشانيم تا ببينيم
آيا رنگ‌هاي اوليه‌اش
ممكن است برگردد؟
آيا مي‌توانيم بازگردانيم
به آب ژاولِ احساسات،
همان سفيدي را كه
ابدي‌اش فرض مي‌كرديم
پيش‌ترها؟

*** صوفي مصطفوي

در باران
شعرهای من باز می‌شوند
مثل چتر
روی دل آدم‌های تنها

Friday, March 7, 2008
*** محمد حسین شهريار

در وصل هم
ز عشق تو ای گل در آتشم
عاشق نمی‌شوی
که ببینی چه می‌کشم
با عقل
آب عشق به یک جو نمی‌رود
بیچاره من
که ساخته از آب و آتشم

*** محمدرضا ترکی

تو بی‌شکوفه و باران
کویر خواهی شد
در انجماد شبی
زمهریر خواهی شد
بیا به فرصت سبز جوانه‌ها برگرد
بهار می‌رود از دست
و پیر خواهی شد.

*** آرزو خمسه کجوری
صداي پاي تو خوب است
وقت رفتن نه
و عشق زخم قشنگي‌ست
در دل من نه
مسافري تو
نگو نه
كه جاده خندان است
و سخت مي‌شوم
اما نه مثل آهن نه

*** رابرت فراست

پروردگارا!
از شوخی‌های کوچکم
در حق خود در گذر.
من نیز
از شوخی بسیار بزرگ تو
در حق خود خواهم گذاشت.

*** محمد عزیزی

تمام شد!
سر بریده‌ی خورشید
زیر پا افتاد!
سالی که گذشت
دود و آتش
دامان تمام عشق را سوخت!
...
تا سال دگر چه زاید این مار.

*** دختری به نام شعر

سعی می‌کنم
به خود بفهمانم:
این خطای دید است
که تو را عشق می‌بینم

*** محمود معتقدی

بانوی عاشقانه‌های سبز و
آبی و
سپید
بگذار روح جهان را
با تو
قسمت کنم
از دریچه خواب‌هایت

*** آهو آل‌آقا

تا سه شمردم
و عاشق شدم
تا هفت اگر می‌شمردم
پرنده می‌‌شدم.

*** یونس لطفی

مادربزرگ مرد
بی که بنوشد
یک دل سیر نوشابه خنک
در ظلّ تابستان...
*
مادربزرگ مرد
بی‌پایان.

Thursday, March 6, 2008
*** مریم افضلی

گفتم بگو
که شب به کجا ختم می‌شود
چشمش اشاره‌ای زد
و گفت آخرش سپید

Monday, March 3, 2008
*** آسيه حيدري

شعر شده بودم
توي دفتري كه
هنوز درخت بود
تو بودي
و من
نمي‌دانستم
كجاي اين جنگل صدا
اين همه الهه
كِل مي‌كشند
واژه‌هاي كال تو را
وقتي كه به من مي‌رسي

*** ماليكورن

من عروس نيستم
قرعه‌ي جدايي
به نام من خورده.

Saturday, March 1, 2008
*** رابرت کریلی

بهار را ناگهان
اعلان کنیم
و طعنه بزنیم به دیگران
همه‌ي دیگران

*** ح. شه‌فر

بیچاره دوستم!
معلول بود
نمی‌توانست پرواز کند.

*** عطار نیشابوری

جانا
حدیث حسنت
در داستان نگنجد
رمزی ز راز عشقت
در صد زبان نگنجد
سودای زلف و خالت
در هر خیال ناید
اندیشه‌ي وصالت
جز در گمان نگنجد

*** مارگوت بیکل

دلتنگی‌های آدمی را
باد ترانه‌ای می‌خواند
رؤیاهایش را
آسمان پر ستاره
نادیده می‌گیرد
و هر دانه‌ي برفی
به اشکی نریخته می‌ماند.

*** طاهره صفارزاده

خدا و شعر
اينهايند پيوندان جاويدم

*** آزيتا قهرمان

از این همه دوری
صدای راه نمی‌آید
و دوستت دارم
هی شکلی می‌شود
برای باریدن