----->
وب‌گردي گوراب
Home | E_Mail

khalaji.mostafa@gmail.com

آرشيو
November 2007
December 2007
January 2008
February 2008
March 2008
April 2008
May 2008
June 2008
July 2008
August 2008
September 2008
October 2008
November 2008
December 2008
January 2009
February 2009
March 2009
April 2009
May 2009
June 2009
July 2009
August 2009
September 2009
October 2009
November 2009
December 2009
January 2010
February 2010
October 2010
November 2010
December 2010

Sunday, November 23, 2008
*** شايسته ابراهيمي

این چشم‌های غم زده‌ات را
ببند پری
حالا ببین
چقدر تو از ماه سرتری
تو
شاهزاده خانم این دشت بوده‌ای
گل زیرِ پات می‌شکفد
تا که بگذری
من آمدم دوباره برقصانمت
ولی
سهم من از تو
نیست به جز گونه‌ی تری
دنیا چرا برای تو
اصلا قشنگ نیست؟
آخر بگو که
از چه غمی رنج می‌بری؟
با بوسه‌های من
به خدا زنده می‌شوی
غمگین نباش
نی‌لبکت را بزن پری

Thursday, November 13, 2008
*** علی خردپیر

مادر!
تا ظهر چقدر باقي است؟
مشق حسابم
از ديشب باقي مانده!
چه كنم
اهل حساب نيستم
اهل حساب نخواهم شد
صبح به خير مادر
صبحانه را برايم
پنجره‌اي رو به فراموشي بياور

Friday, November 7, 2008
*** شايسته ابراهيمي

سراغ بگیر
دست‌های حنا بسته‌ام را
از آفتاب
که روی پیرایه‌های انگشتانم
می‌رقصد
و پاهایم را
از باد
که هر روز
خلخا‌ل‌هایم را صدا می‌کند
سراغ بگیر مرا
از خودت
که دوستم داشته‌ای

Thursday, November 6, 2008
*** فروغ فرخزاد

از دریچه‌ام نگاه می‌کنم
جز طنین یک ترانه نیستم
جاودانه نیستم
جز طنین یک ترانه
آرزو نمی‌کنم
در فغان لذتی که پاک‌تر
از سکوت ساده‌ی غمی‌ست
آشیانه جست‌وجو نمی‌کنم
در تنی که شبنمی‌ست
روی زنبق تنم