
میدانی که بغضها
از ما صبورترند
یا لااقل
ساده مچالهمان میکنند
پس تو هم مثل بغض
صبور باش
که چرکهای کف دست
به ما میگویند
چه واژههایی را از یاد بردهایم.
از مدرسه: ترکه و تنبیه
از خانه: خاطره و خواب
و از عشق: لبخند و یاد

در گذار ايام ميگذرد هنوز
به خوشي ميگذرد
و صد البته از مسير خود
پيروزيهامان
مثل باد از كنارمان ميگذرند
شكستهامان حتی
گذرا بودنشان را
به ثبوت رساندهاند
پيش روندگان خودِ ماييم
لنگ لنگان در پي آيندگان
يا همان عقب افتادگاني
كه شتابناك
از زمانهي خود پيش افتادهاند
و حتي پايان جهان
چه بسا
كه فقط امري گذرا باشد.
در گذار ايام ميميريم
لميده
در صندليهاي راحتيمان
آنگاه ميبينيم
كه چه خواهد شد.